خرید بک لینک

از دور میدیدم تو را...

عاشق بودم...

ماندم در این غم....

کاش هیچوقت بازیچه هیچ دنیایی نباشیم

وای از دل....

برچسب: نویسنده: پرهام یوسفی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:32

قلب....

طپش قلب من فقط شرمندگی بهمراه دارد

قلبی که سالها قبل از همه چیز جدا شد.....دلیلی برای این حیات نباتی ندارد

برچسب: نویسنده: پرهام یوسفی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:32

پرسش از عشق

هنوز هم تعریف دقیقی براش ندارم....

من تنها یاد یک اتفاق میافتم

اتفاقی که جانم را در بر گرفت

کاش.....

برچسب: نویسنده: پرهام یوسفی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:32

دنیا تمام شد....

انتظار و انتظار و انتظار و....

درد.... رنج... تباهی.....

....

چگونه رفت

چقدر پاک بودیم....

برچسب: نویسنده: پرهام یوسفی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:32

روزگار اگه بخواد به کسی رحم کنه اون رو عاشق نمیکنه....

اگه عاشق شد باز هم چاره داره

اگه عاشق شد و رفت و تموم شد باز هم زندگی میکنه

اما اگه عاشق شد و عادت به عشق کرد و تنها شد.... دیگه هیچوقت نمیتونه زندگی کنه

دل من عادت به نبودنش را نداشت, و هیچوقت اروم نشد

برچسب: نویسنده: پرهام یوسفی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:32

خیال میکردم, عاشق نمیشم....

اگر هم بشم زودگذره....

ولی خوابم نمیبرد....

حس دلهره....

مثل بچه ها میشدم بعد از اینکه هر بار بدرقه ش میکردم, تا دیدار دوباره....

بغض.....

حسرت....

رفت....

انتظار....

و باز هم عشق....

برچسب: نویسنده: پرهام یوسفی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:32

نزدیک میشدیم و مثل بچه ها میشدیم

دور میشد مثل بچه ها اشک سرازیر میشد

براستی چه بود....

هنوز هم اشک سرازیر میشه....

بچه ای که تو نبودنش پیر و پیرتر میشه

عشق....

برچسب: نویسنده: پرهام یوسفی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:32

صفحه بندی